بایگانیِ مارس, 2010

زلف يار

1
سال هشتاد و هشت هم با تمام فراز و فرودهاش گذشت.
سال عجيبي بود امسال. با اتفاقات كم و بيش مهم. براي من هيچ وقت سال خوبي نبود.

2
اندازه‌ي آدم‌ها با هم فرق مي‌كنه. بعضي ها بزرگند، بعضي ها كوچك. معمولا با اين افراد راحتم. چون تكليف خودم و خودشون كاملا روشنه. اما با آدم‌هاي كوچكي كه فكر مي كنند بزرگند هميشه مشكل دارم.

3
احساس نياز شديدي به يادگرفتن در خودم احساس مي‌كنم. شايد همه چيز رو ول كنم و بچسبم به مطالعه. شايدم سبك زندگي‌مو كلا عوض كنم. مثلا به جاي ويندوز از لينوكس استفاده كنم. يا يه مك بوك بخرم!

4
دستي به جام باده و دستي به زلف يار
پس من چگونه پيروهنم را عوض كنم؟

5
احمدي ن‍ژاد: كلا من آدم بي خطري هستم.
(در پاسخ به سوال مجري: آقاي دكتر رانندگي شما چطوره؟)

6
بويي در اتاق پيچيد
از لاي پنجره بيرون را نگاه كرد
درخت خنديد
بهار آمده بود

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.