چند روز پيش سعادت به ما دست داد و منم بهش دست دادم كه يكي بليط ما رو حساب كنه كه بريم تئاتر شهر!
براي من كه كلا تئاتر رو دوست دارم و تا حالا پام به اين جور جاها كشيده نشده بود خيلي فرصت خوبي بود. پس بلا فاصله پذيرفتم و رفتيم.
القصه! رفتيم…
آتيلا پسياني، رضا كيانيان، بابك حميديان، ليلي رشيدي، هانيه توسلي و … همه در پرفسور بوبوس
- سالن كاملا پر نشده بود و ظاهرا شب اول اجرا بود.
- از وسط سن يك سكو به سمت تماشاچيان اومده بود كه خيلي خوب بود چون گاهي كه بازيگران تا ابتداي اون به سمت ما ميومدن، ارتباط بيشتري برقرار ميشد. اول كار هم كه چند باري براي معرفي تا اون جلو اومدن.
- بكگراند كار يه ديوار سفيد بود كه يه چهار چوب سفيد هم توش قرار داشت و گاهي تصاويري رو با ويدئو پروژكشن ميانداختن روش كه ظاهرا در اغلب تئاترهاي امروزي مد شده. موسيقي هم گاهي پخش ميشد كه به فضاي كلي كار كمك مي كرد.
- به خلاف تصور عام از تئاتر، اصلا خسته كننده نبود و كلي هم حال داد.
«کار به نوعی برداشتی اکسپرسیونیستی از نمایشنامه فایکو است. گریم های انتزاعی ، سنگین و سیاه و صحنه نمایش که به شکل صحنه مد تا میان تماشاگران می آید هیچ یک کمکی به پیشبرد اثر نمی کند.» نظر يكي از بينندگان تئاتر اون شب![]()
- متن خيلي سياسي بود و محور داستان با قرارگرفتن بوبوس (كيانيان) در يك موقعيت اشتباهي شكل ميگرفت. با نگاهي دقيق مشخص بود كه اين نوع محتوي يك مخاطب خاصي رو مي طلبه كه كاملا هم فكر با همين جريان باشه وگرنه بعيده كه بشه چنين كاري رو مخاطب عام بپسنده.
- لباسها به خوبي طراحي شده بود. روي لباس و دور سن هم شلنگهاي رنگي كار شده بود كه به تناسب موضوع روشن و خاموش ميشد.
- پسياني در اجراي تئاتر تجربي ظاهرا دستي بر آتش دارند ولي به نظرم متني اين چنيني جاي اين جور تجربي بازيها نبود. بعضي جاها واقعا شورش در مييومد.
- بازي كيانيان خيلي بهتر از بقيه بود. بازي ليلي رشيدي به تناسب اسمش و نسبتي كه با زي زي گولو داره خيلي به چشم نيومد

.


شايد يه بار ديگه برم ببينم. منتظرم كه سعادت بياد باهام دست بده!
توي تئاتر عكاسي كردن كلا كاريست بي فايده و زائد. چرا كه با اين لنزها و دانشي كه ما داريم در آن نور كم نمي شود چيزي كاسب شد. ضمن اينكه تمركز رو هم بهم مي زنه!



تا اون جایی که من می دونم عکس گرفتن شما غیر قانونیه و گذاشتن اونا این جا غیر قانونی تر…
به چه حقی به حقوق هنرمندان تجاوز می کنید؟
شرم باد کسی را که پای هنر هنرمند می نشیند و به او و هنرش و حقوق و زحماتش توهین می کند…شرم باد
بنده تجاوزي به حق كسي نكردم. انصاف تو شكر!
من نمي دونم شما كه خط كش برداشتي و شعور ديگران رو اندازه مي كني، بگو كه كجاي كار من توهين به هنر، حقوق و زحمات هنرمند! بود.
پول دادن دوستم؟ نقد تئاتر از نگاه خودم؟ يا عكس گرفتنم؟
شما اصلا پيش خودت فكر نكردي كه شايد من مجوز لازم براي عكس گرفتن رو داشته باشم.
دينت رو ارزون نفروش برادر!