داشتم دفتر کار میکردم، محسن امامیان (فیلم نامه نویس) تماس گرفت.
روح الله حجازی + در نزدیکی ما در حال ضبط بود با این تفاوت که این بار تهیه کننده این فیلم بود. بعد از دیدن «در میان ابرها» + دوست داشتم حجازی رو ببینم. ضمن اینکه شنیدم ابولقاسم طالبی هم خیلی از دستش شکاره!
(جریان فیلم و نقدش رو اینجا بخوانید) حجازی میگفت که بعد از اون فیلم دیگه کل کشور به خونش تشنه اند. مخصوصا وزارت ارشاد و وزارت کشور. و نمی خوان که مجوز جدید براش صادر کنند. اینبار به ارشاد حق میدم، که به حجازی مجوز ندن! جریان در میان ابرها هرچند جسورانه است اما خیلی هم دراماتیک نیست و مایه ی داستانی نداره. وقتی فیلم رودیدم یاد مالنا افتادم. در مالنا هم به نظرم زیاده روی کرده بود. یه ذره بچه رو زیادی تشنه ی جنسی نشون داده بود و اینجا هم در عشق پسر به نورا زیاده روی شده بود و خیلی ضعف های دیگه که حال ندارم راجع بهش صحبت کنم.

اون شب زیاد پیش بچه ها نموندم. مردم همش تو دوربین نگاه می کردند و بیچاره ها از نو میگرفتند. سه ساعت بود تو پلان اول مونده بودند و حجازی داشت اعصابش خرد میشد.


خشكل چه عجب به روز كردي .
من اومدم خونه.
در ميان ابرها رو هم حتما بايد ببينم ديگه.